
آن روز که خمینی پس از سالها به ایران بازگشت و رهبری انقلابی مهیا شده را بدست گرفت، در بهشت زهرا سخنانی گفت که با آنچه در حال حاضر مشاهده میکنیم، زمین تا آسمان فرق دارد. دیگر مسئولی از جمهوری اسلامی شرمسار نیست که در پاسخ به مطالبات اساسی مردم بگوید ”هرچقدر پول بدهید، همانقدر آش میخورید“، دیگر صحبتی از این نیست که چطور خدمات و امکانات آموزشی و بهداشتی را به طور رایگان در اختیار مردم قرار داد؛ اینها ’تاریخ اعتبارش گذشته است‘. امروز نیاز اساسی ما «بصیرت» است که رهبری جمهوری اسلامی با بیانات خود ما را از آن بینیاز میکند. امروز، نیاز جوانان ما سخنان علیرضا پناهیان، احمد خاتمی، روحاله حسینیان، حسین انصاریان، علمالهدی، طائب، ترقی، عسگراولادی، حدادعادل و ... در روشن ساختن ابعاد فتنه است که تلویزیون (رسانهٔ ملی) آن را برآورده میسازد.
در کتاب درسی به ما میگفتند که انقلاب اسلامی، انقلابی ضد کاخنشینان و برای کوخنشینان است. بیان بنیانگذار جمهوری اسلامی این بود که ”برای من، یک موی کوخنشینان بر تمامی کاخها و کاخنشینان برتری دارد“ او راست میگفت، نظام جمهوری اسلامی چنین معاوضهای را هرگز صورت نداده است. در عوض هزاران نفر بدبخت و فقیر به پای لحظهای عیش و نوش یک کاخنشین تلف شدهاند. او در این زمینه که قولی نداده بود.
آب و برق رایگان وجود دارد. در حال حاضر برای عدهای که روزی تنها چند سطل آب استفاده کنند، تعرفهای که محاسبه شده است بسیار کم است و تقریباً عددی حساب نمیشود.
آموزش و پرورش رایگان نیز وجود دارد. چه کسی است که در روستاها، شهرستانها و حتی شهرهایی مثل تهران، مدارس دولتی را سراغ نداشته باشد. اینکه در این مدارس، محیط چگونه است و با مدارس غیر انتفاعی از لحاظ سطح آموزشی و فرهنگی چه تفاوتی دارد، بحثی جداست که نباید خلط شود.
بهداشت رایگان نیز وجود دارد. اگر شما پول نداشته باشید، هیچکس را نداشته باشید و بعد تصادف کرده باشید و توسط یک بندهٔ خدایی به یکی از بیمارستانهای دولتی برسید، آنوقت از خدمات رایگان بهداشتی و درمانی برخوردار میشوید. البته سطح خدمات تعریف دارد. اینکه شما در محیط بیمارستان حضور دارید، یک سطح از این خدمات است. تازه شما بدون اینکه هزینهای بدهید وارد بیمارستان شدهاید! اینکه به شما رسیدگی نمیشود و ممکن است از شدت خونریزی جان بدهید، این به وخامت حال شما بر میگردد، و الا اگر آن کسی که شما را آورده پول را واریز کند و شما را پذیرش کنند، خب! به شما سریعتر رسیدگی میکنند – تا عواقب و صدمات بیشتری به شما وارد نشود. اگر هم تقدیر و سرنوشت برای شما جوری دیگر رقم خورده باشد، این را به حساب نبودِ امکانات رایگان نباید گذاشت. چرا که برای میلیونها نقر استخدامی رسمی ارگانهایی نظیر سپاه، بسیج و نهادهایی مانند بنیاد شهید و ایثارگران و جانبازان، وزارتخانهها و سازمانها، دفترچههای بیمه وجود دارد که بهترین بیمارستانها را با بهترین خدمات به صورت رایگان در اختیار مراجعهکنندگان قرار میدهند. اینکه شما تا به حال به یکی از اینها نپیوستهاید، موجب شده که رایگانی چنین خدماتی شامل حالتان نشود.
خمینی در مورد استقلال ایران و نداشتن وابستگی نیز خیلی حرف زد. امروز ما به جایی رسیدهایم که تجلی این شعار را میبینیم: سهم ایران از دریای خزر، مطالبهٔ خسارات جنگ از عراق، پیگیری وضعیت حدود مرزی در چاههای نفتی مشترک در خلیجفارس، وضعیت ایرانیانی که در خارج از ایران با مشکلات مختلفی روبهرو هستند و آنچه در مقابل اعراب از سوی دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی صورت گرفته است، در مقابل حجم انبوه کارهای انجام گرفته چیزی نیست. مثلا اینکه هیچ رهبری در جهان اینقدر نتوانسته است انکار هولوکاست را به مسألهای راهبردی برای کشورش تبدیل کند؛ این تنها با یک نظام مستقل سیاسی که فقط نظیرش در جمهوری اسلامی یافت میشود امکانپذیر میشود. اینکه برنامهٔ هستهای «غیرنظامی» را با چنین کش و قوسی دنبال کنند که جهان را علیه آن به مقابله بیاورند، از یک نظام عزتمند و مستقل بر میآید که تنها در جمهوری اسلامی تجلی مییابد. بگذریم از اینکه این نظام، ایران را در ترور، شرارت و اختلال در نظم جهانی به شهرت و اعتبار رسانده است.
سادگی مسئولان و اینکه از میان پایینترین اقشار مردم باشند نیز هنوز وجود دارد. مثلاً بازاریهایی نظیر عسگر اولادی از محلهٔ بازار تهران که در جنوب تهران است بلند شدهاند. بسیاری از مقامات ایران به میان مردم میآیند و با آنها صحبت میکنند. رهبری جمهوری اسلامی نیز که بالاترین مقام است در مقایسه با سایر رهبران دنیا، زندگی سادهای دارد. شما به پادشاه عربستان نگاه کنید که چه جلال و جبروتی دارد. رفسنجانی هم که میگوید از قبل کم پولتر شده است. (شما به اطلاعات جهانی که میگوید از میان پنج پولدار برتر ایرانی، رفسنجانی در داخل ایران است، کاری نداشته باشید.)
همهٔ اینها به ما تحقق آرمانهای انقلاب اسلامی و خمینی کبیر را ثابت میکند. اگر ناپلئون در قلعهٔ حیوانات میتواند هفت فرمانی که عهد به وفاداری به آنها کرده بود، یکییکی نقض کرده و تفسیر کند و کسی صدایش در نیاید، چرا مردم ایران در مقابل نظام جمهوری اسلامی بیایستند؛ مگر آنها از مشتی حیوان اهلی کمتر هستند.
0 نظرات:
ارسال يک نظر