۲۷ دسامبر ۲۰۱۰

اگر ایـرانی‌هـا بـاهـوش‌تـریـن مـردم جهـانـنـد، وای به ...



هر چیزی ممکن است تغییر کند: کوچک، بزرگ شود؛ کوتاه، دراز شود؛ کُند، سریع شود، اما «حماقت» هیچ‌گاه تغییر نمی‌کند. حماقت چیزی غیر از «ناآگاهی» و «نادانی» است. شما وقتی مسأله‌ای را نمی‌دانید و سؤال برای‌تان پیش می‌آید، می‌پرسید و آگاه می‌شوید، اما حماقت، یعنی اینکه طرف اصلاً نمی‌فهمد که چه چیزی را نمی‌داند.
وقتی شما با افرادی در جامعه روبه‌رو می‌شوید که از هر دری صحبت می‌کنند و بدون اینکه منطقی خاص را دنبال کنند؛ چیزهایی بیان می‌کنند که با هم متناقض است، یعنی اینکه این فرد ناآگاه نیست؛ یا به عبارت درست‌تر ناآگاهی تنها مشکل وی نیست. ناآگاهی و نادانی باعث اظهارنظر و افاضهٔ کلام نیست، بلکه سکوت و استماع را سبب می‌شود، پرسیدن و جستجو برای یافتن پاسخ را سبب می‌شود. بنابراین مطالعه کردن، تحقیق کردن و پرس و جو چارهٔ نادانی است. پس چه هست که این افراد از تحلیل اجتماعی در سطح کلان تا نسخه‌پیچی برای حل مشکلات سخن دارند: آنها خیلی می‌دانند؟!
بگذارید یک نمونه از صحبت‌های ایرانی‌ها در داخل اتوبوس را مرور کنیم. یک فرد حدوداً 45 ساله در کنار فردی همسن و سال خود نشسته است. پس از چند دقیقه از آغاز حرکت اتوبوس، یکی از آنها به دیگری نگاه می‌کند و با بهانه کردن سردی هوا، صحبت را آغاز می‌کند.
نفر اول: هوا سرد است.
نفر دوم: پیش‌بینی کرده بودند که باران بیاید، این هم مثل کارهای دیگرشون است.
نفر اول: همه‌مون رو سر کار گذاشتند، مردم رو به جون هم انداختند.
نفر دوم: خودشون اون بالا نشستند، آلودگی نمی‌دونن چیه.
نفر اول: زندگی نمی‌کنیم، فقط زنده‌ایم ، داریم می‌گذرونیم.
نفر دوم: جوون‌های این دوره اصلاً نمی‌دونن زحمت و کار چیه. باباهه بهشون پول میده و فقط به قر و فرشون می‌رسن.
نفر اول: تا لنگ ظهر می‌خوابن.
...
[مقداری از این نق و نوق‌ها می‌زنن. ظاهراً هر دو با هم در همهٔ موارد توافق‌نظر دارند و چالشی بین آنها بوجود نمی‌آید.]
[نفر دوم به ایستگاه موردنظر خود رسیده است، به طرف می‌گوید باید پیاده شوم. بدون هیچ تعارف و حرفی که نشان‌دهندهٔ رضایت از صحبت و هم‌کلامی باشد و حتی خداحافظی کردن پیاده می‌شود. حقیقتاً ایرانی‌ها مهمان‌نواز و صمیمی هستند! (البته با اجنبی)]
روزانه، میلیون‌ها نفر از ایرانی‌ها صبح را به شب می‌رسانند و بهترین و دقیق‌ترین حرف‌هایی که می‌زنند از همین سنخ است. شب هم پای برنامه‌های تلویزیون ضرغامی درس یاد می‌گیرند، آخر صدا و سیمای جمهوری اسلامی، «دانشگاه» است. (به گفتهٔ مقام رهبری ایران که رئیس این سازمان را منصوب می‌کند) سریال‌های کره‌ای، چینی و فیلم و سریال‌های ایرانی تکراری که پر مخاطب‌ترین برنامه‌های تلویزیون ایران هستند، نشانی از قدر و اندازهٔ این «دانشگاه» دارد. البته برنامه‌هایی هم برای ارتقای ’آگاهی سیاسی‘ آنها از سوی معاونت سیاسی و اجتماعی این رسانه – که به رسانهٔ ملی ملقب شده است – تدارک دیده می‌شود مانند ’دیروز، امروز، فردا‘ که کارشناسانی از حوزه و دانشگاه می‌آیند و به این مردم حالی می‌کنند که چقدر با بصیرت هستند که در انتخابات‌ها شرکت می‌کنند، در راهپیمایی‌هایی نظیر 22 بهمن و یا هر صحنه‌ای که نظام نیاز دارد حضور می‌یابند.
وقتی میلیون‌ها نفر از مردم دنیا در کار ملت ایران حیران مانده‌اند، وقتی در کشوری بمب هسته‌ای بر رفع بیکاری، اعتیاد و نابسامانی خانوادگی ارجح می‌شود، وقتی که سایت بالاترین که از سایت‌های جهت‌دهندهٔ فضای رسانه‌ای در محیط اینترنت ایران است بر تب و تاب رهبری جعلی موسوی، خاتمی و کروبی می‌افزاید، و ... . همه از کارکردهای هوش بالای ایرانیان است.
باهوش‌ترین مردم دنیا اگر در جدول رنکینگ (رده‌بندی) هوش (آی‌کیو) از بیشتر کشورهای آسیای جنوب شرقی و غربی پایین‌تر قرار گرفته‌اند، از دو ناحیه می‌تواند نشأت گرفته باشد، یکی اینکه نمی‌خواهند ببینند بالاتر از آنها هستند، یا اینکه ملاک‌شان ایرانی‌هایی نبوده که شرح‌شان در بالا رفت، بلکه شماری پناهنده، خود فروخته و مزدور جلای وطن کرده است که معلوم هست اصلاً هوش ندارند.

0 نظرات: