۲۵ دسامبر ۲۰۱۰

کالبدشکافی فتنه



انتخابات ریاست‌جمهوری خرداد 88 توانست برای رژیم سرخوشی و نشاط به ارمغان بیاورد. ممکن است که بیگانگانی –  که علی‌الظاهر با حکومت ایران نیز سر ستیز دارند – نسبت به این امر تشکیک کنند و برخی از سرخورده‌های انتخابات نخواهند واقعیت را بپذیرند، اما این تغییری در موضوع ایجاد نمی‌کند. این طرفداری و حمایت از رژیم نیست که بگوییم انتخابات موجب پر و بال گرفتن رژیم شده است، بلکه از حماقت و نادانی است که بگوییم ’جنبش سبز رژیم را تا پای سقوط پیش برد و این جنبش قادر است که در زمانی رژیم را از پای در آورد‘. آنچه بعنوان یک تحلیلگر برای من مطرح است: حقیقت، فارغ از هرگونه تعصب است.
کدامیک از آنهایی که مقالات من دربارهٔ انتخابات را ’مضحک‘ و ’مسخره‘ می‌دانند، قادرند بگویند به کجای مقاله چنین نسبتی را دارند. این از انفعال و بیچارگی است که برای یک مقالهٔ تحلیلی، هیچ نکته‌ای را – حتی محض مثال – نیاورد و تنها یک سری نسبت‌ها و اوصاف کلی را بیان کرد. برای من جای خوشبختی است که چنین افرادی حتی به سبک مجادله‌کنندگان بی‌منطق، چیزی از درون مقاله برای بهانه قرار دادن و لوث کردن آن نیافته‌اند. این دقت بالا در ارائه مقاله‌ای مستدل و یک‌دست را نشان می‌دهد.
من به خوبی می‌دانم چه کسانی می‌خواهند و اصرار دارند که رژیم را دو پاره نشان دهند. آنها را به شما نیز می‌شناسانم. این تاریخ ماست که دارد سپری می‌شود. همانطور که دوم خرداد 76، 18 تیر 78 و بسیاری از حوادث در این کشور رخ داده است و تحلیلی که از آنها باقی مانده، ناب‌ترین قسمت‌های آن بوده است. هیچ‌کس امروز صحبت از این نمی‌کند که مثلاً خاتمی در فلان شهرستان چه حرفی زد که تعبیر از انتقاد به نظام را در خود داشت و یا اینکه وی برای مدتی به صورت ناراحت و غمگین ظاهر می‌شده، بلکه اکنون می‌گویند او چطور با شعارهایی نظیر «قانون‌گرایی»، «ارتقای حقوق شهروندی»، «مبارزه با فساد اقتصادی» و ... .  توانست رأی بیاورد – ولی همانطور که خبرگزاری سی‌ان‌ان در انتهای دورهٔ ریاست‌جمهوری وی از وی تعبیر کرد، به مانند مرغابی افلیجی بود که هیچ قدم مؤثری برای این شعارها برنداشت.
برخی آنقدر کم‌بینش هستند که سریع تحت‌تاثیر حرف‌ها و مواضع قرار می‌گیرند. یکی از خصوصیات یک فرد متفکر اینست که خود می‌اندیشد و نگاه به دهان این و آن نمی‌کند تا ببیند چه می‌گویند و اعتقاد خود را شکل دهد. خاتمی که امروز بسیاری از غربی‌ها و سیاستمداران دنیا از او به عنوان رئیس اصلاح‌طلبان ایران یاد می‌کنند، تنها برای این به این نیکی یاد می‌شود که با سیاست‌هایی که آنها داشتند هماهنگ بود و الا اگر یکی مثل او در جامعه‌شان می‌خواست مقامی را در دست بگیرد، اصلاً حسابش نمی‌کردند. او تعلیق غنی‌سازی اورانیوم را برای آنها داشت، او آمادهٔ تعامل – و بهتر بگوییم هماهنگی – با آنها بود و از همه مهمتر او پیشرفتی واقعی برای ایران را به ثمر نمی‌رساند.
حالا همین وضعیت در مورد میرحسین موسوی رخ داده است. ای کاش  به جای دویست و پنجاه هزار صفحه اسنادی که ویکی‌لیکس منتشر کرده، چند خط از اسناد محرمانهٔ وزارت‌خارجهٔ بریتانیا در مورد اعتقادی که تصمیم‌سازان غربی در رویکردشان نسبت به انتخابات ریاست‌جمهوری دهم ایران داشتند منتشر می‌شد تا این افرادی که اینچنین موسوی پیرو خط امامی و معتقد و ملزم به خامنه‌ای را بزرگ می‌کنند رسوا شوند.
اکنون مردم عادی دنیا نیز می‌دانند که نظامی که توسط روحانیون ایران اداره می‌شود، با تغییر دولت‌ها چیزی را تغییر نمی‌دهد. آیا قتل‌های زنجیره‌ای در زمان خاتمی اتفاق نیفتاد؟ آیا خاتمی به خاطر همان فضای بسته‌ای که رفسنجانی ساخته بود و در آن حکمرانی می‌کرد به پیروزی نرسید؟ چرا اینقدر مسائل روشن و واضح را برخی انکار می‌کنند؟ تاریخ به این افراد به چه چشمی نگاه می‌کند؟ آیا حماقت آنها را که اکنون رفسنجانی را ’آیت‌اله‘ می‌خوانند و چند سال قبل به خاطر تنفر از او به احمدی‌نژاد رأی دادند را قابل چشم‌پوشی می‌داند؟
فتنه؛ یعنی اینکه رفسنجانی که در دوران ریاست مجمع تشخیص مصلحت نظام، ریاست مجلس خبرگان رهبری، ریاست‌جمهوری‌اش، ریاست‌مجلس‌اش و فرماندهی جنگ همه و همه در مسیر دیکتاتوری کار کرد، به جایگاهی رسانده می‌شود که برای شرکت در خطبه‌ٔ نمازجمعه‌اش جوانانی که به اصطلاح خواستار دموکراسی هستند له‌له می‌زنند.
فتنه؛ یعنی اینکه کسی‌که تابوت سیاسی او سالها پیش در خاک گذاشته شد را آنچنان زنده کردند که سخنانش را مثل آب‌نبات می‌لیسند.
فتنه؛ یعنی اینکه ندا آقاسلطان قربانی راهی می‌شود که سردمدارانش ذوب‌در ولایتانی مانند خاتمی، موسوی و کروبی هستند و داعیه‌داران آن عَلَم پشتیبانی از رفسنجانی و فرزندانش را – که وجودشان سبب‌ساز شر و بدبختی مردم است – بلند کرده‌اند.

1 نظرات:

ناشناس گفت...

این تحلیل از شما بعیده
هر انسانی می تونه در عقایدش تجدید نظر کنه
مسخره خواهد اگر بگوییم موسوی یا کروبی ذوب در ولایتند