۲۲ دسامبر ۲۰۱۰

احمدی‌نژاد چرا هولوکاست را انکار کرد

هنوز چند ماهی از روی کار آمدن احمدی‌نژاد در دورهٔ پیشین ریاست‌جمهوری نگذشته بود که وی زبان به فحاشی و ناسزاگوئی علیه اسرائیل گشود و تا آنجا پیش رفت که روزی بیان کرد ”همانطور که امام راحل‌مان فرمودند، اسرائیل، غدّه‌ای سرطانی است که باید از نقشهٔ جهان محو گردد“ و متعاقب این اظهارات بود که شورای امنیت سازمان ملل به صدور بیانیه در نکوهش چنین اظهاراتی مبادرت کرد. پس از آن، هولوکاست را ’افسانه‌ای ساخته و پرداختهٔ غربی‌ها‘ دانست و در سفری که به عربستان داشت، در کنفرانسی رسانه‌ای در مکّه اعلام کرد که برای حل مشکل اسرائیل راه‌حل دارد: ”اروپایی‌ها یک منطقه‌ای از اروپا یا آمریکایی‌ها، بخشی از آمریکا را برای تأسیس اسرائیل اختصاص دهند، آن‌وقت ما دیگر با اسرائیل مشکلی نداریم“. آیا این اظهارات همانطور که ظاهرشان نشان می‌دهد، یک راستا را دنبال می‌کنند و آن ’ضدیت با اسرائیل‘ است؟
پس از محکومیت جهانی اظهارات احمدی‌نژاد، وی دیگر در هیچ مصاحبه و کنفرانس خبری و یا حتی محفل داخلی، نه سخنی از «محو کردن اسرائیل» زد و نه به «انکار هولوکاست» پرداخت. ابتدای زبان به دهان گرفتنش در این موارد، از سوی مصاحبه‌کنندگان رسانه‌های غربی مورد سؤال قرار می‌گرفت که ”آیا دولت ایران می‌خواهد اسرائیل را محو کند؟“ و یا ”آیا وی هولوکاست را افسانه می‌داند؟“ که از پاسخی روشن به آن طفره می‌رفت. در مورد سؤال اول می‌گفت که ”ما معتقدیم انسانها حق دارند در آرامش و با محبت در کنار هم زندگی کنند. ما اعتقاد داریم که بشریت به عشق، محبت و مهرورزی و پیام پیامبران نیازمند است. [در حالی‌که لبخندی می‌زد و لب و لوچه‌اش را به صورت طاقی‌شکل در می‌آورد و ابروهایش را بالا می‌انداخت به حرف‌هایش ادامه می‌داد] شما می‌بینید که اسرائیل بدترین جنایات را انجام می‌دهد“ و در مورد سؤال دوم نیز پاسخی بی‌ربط می‌داد، ”ما گفته‌ایم که موضوع هولوکاست را مورد تحقیق و مطالعه قرار دهند. چرا در مورد هر چیزی می‌توان تحقیق کرد و آن را مورد سؤال قرار داد، اما هولوکاست نه.“ (این از عقل به دور است که در مورد چیزی که افسانه‌اش می‌دانی به دنبال تحقیق و بررسی تاریخی باشی. این پیشنهاد از سوی وی فقط برای این مطرح شد که گفتهٔ وی را تعدیل کند. وی بعدها حرفش را اینطور تغییر داد که ”آنچه من گفتم این بود که هولوکاست را بعنوان ’موضوعی تاریخی‘ مورد تحقیق قرار گیرد.“)
احمدی‌نژاد در چند سال اخیر وقتی قرار است در مورد اسرائیل سخنی بگوید در اعلی درجه‌اش، تنها بیان می‌دارد، ’رژیم جعلی اسرائیل‘، ’رژیم صهیونیستی‘، ’حکومت جنایتکار ‘ و  اظهاراتی که می‌خواهد همان گفته‌های وی در مورد ’حذف اسرائیل از نقشهٔ جهان‘ را در اذهان تداعی کند: ”به زودی این حکومت جعلی از بین خواهد رفت“، ”به زودی پیروزی بزرگ برای فلسطینی‌ها اتفاق خواهد افتاد“؛ که البته هرگز بار آن اظهارنظر مقدّم را ندارد. اینها بیشتر از غیب چیزی را آوردن است که اصالتاً به بیان یک «تمنّا» شباهت دارد تا یک موضع‌گیری. تازه وقتی بیشتر از اهمیت آن کاسته می‌شود که احمدی‌نزاد در توضیحاتی در روشن ساختن این سخنان بیان می‌دارد، ”نه اینکه ما کاری انجام دهیم، ’خود به خود‘ و ’به طور طبیعی‘ این حکومت از بین می‌رود و کارش تمام می‌شود.“
این جنس موضع‌گیری‌های وی که هزینه‌های سیاسی زیادی برای ایران در عرصهٔ جهانی به دنبال داشته است؛ به طوری‌که اکثر غربی‌ها آنچه رسانه‌هایشان در مورد ایران انعکاس می‌دادند را بیشتر از قبل می‌پذیرند و به ایرانی‌ها به چشم «شرور»هایی که باید همچنان اکید تحت کنترل باشند می‌نگرند. هرچند آنها که دقیق‌تر و هوشمندانه‌تر مسائل را می‌بینند، این جنس لفاظی‌های حکومت ایران را بیشتر برای ’مصرف داخلی‘ ارزیابی می‌کنند.
دولت تازهٔ ایران نیازمند این بود که «اعتنا»ی جهان را به خود جلب کند. در انتخابات ریاست‌جمهوری سال 84، هیچ‌یک از دولت‌های غربی از پیروزی احمدی‌نژاد استقبال نکرد و پیامی هم برای تبریک به او نفرستادند. بالعکس، تونی بلر، نخست‌وزیر بریتانیا پیش‌قدم شد و گفت که ”احمدی‌نژاد در اشتباه است اگر که فکر کند که غرب در مورد او مسامحه‌ای خواهد داشت“ که کنایه از هیچ‌انگاری احمدی‌نژاد توسط غربی‌ها داشت. بی‌اعتنایی غربی‌ها و رسانه‌هایشان برای دولت تازهٔ ایران که نیازمند ’انحرافِ افکار عمومی‘ – از پیگیری مطالبات به حقش در زمینه‌های مختلف اقتصادی و سیاسی – بود، برآن داشت که دست به کاری بزند که صدای آنها را بلند کند، به قول معروف ’طاعت از دست نیاید، گنهی باید کرد‘.
با گفتن این سخنان او جا پیدا کردن در میان مسلمانان، به ویژه اعراب که با اسرائیل خصومتی دیرینه دارند را دنبال می‌کرده. با همین سخنان توانسته است که در مصر و برخی کشورهای دیگر عرب به محبوبیت دست یابد. بدیهی است که اعراب از اینکه یک کسی به نیابت از آنها به اسرائیل مشت بزند، بسیار خوشحال و خرسند باشند. دیگر موضوعی که وی دنبال می‌کرده است، دادن پیامی به دولت‌های عربی بوده است که به نیات اصلی ایران در کمک به گروه‌های فلسطینی مبارز مانند جهاد اسلامی و حماس تردید دارند. او می‌خواهد نشان دهد که ’با تمام وجود‘، ایران با اسرائیل دشمن است و این دشمنی را نه فقط در کمک‌های مالی و تسلیحاتی به حماس، بلکه به طور رو در رو و بی‌واسطه نیز دارد. بارها و بارها خامنه‌ای به مناسبت‌هایی نظیر شعله‌ور شدن انتفاضه و خبرهایی در مورد تخریب مسجد الاقصی ، دولت‌های عربی را به موضع‌گیری و اتخاذ اقدام فراخوانده است. در حالی‌که خود ایران بیشتر حرف زده است تا واقعا کاری صورت داده باشد، احمدی‌نژاد خواست تا بدین‌ترتیب حکومت ایران را نه فقط توصیه کننده به انجام کاری در مقابل اسرائیل، که جلو دار هزینه کردن سیاسی برای آن جلوه‌گر سازد.
اما علی‌رغم تمامی این نیّات، چیزی که از این موضع‌گیری‌های خالی از مغز بیرون آمده است: از یک‌طرف ایران را یک چاپلوس برای اعراب که حاضر است برای هیچ، منافعش را قربانی کند نشان داده و از طرف دیگر اسرائیل را بعنوان یک قربانی در مقابل بیدادگری ایران در منطقه معرفی کرده. اعراب برای ایران هورا می‌کشند، اما این برای اینست که ایران بیشتر از جانب آن به اسرائیل مشت بزند. از طرف دیگر آنها (حتی مردمانشان) از ایرانی قدرتمند و پیشرفته خوشحال نمی‌شوند، پس برای آنها حتی اگر ایران نتواند گزندی به اسرائیل برساند، این سود مفروض است که ایران در حال ضایع کردن خود و سرمایه‌هایش است و این یعنی قدرمندتر شدن آنها و یا حداقل حفظ وضعیت اقتدار کنونی‌شان.

0 نظرات: