احمدینژاد طی یک مصاحبه و گفتو گوی تلویزیونی، فرمان آغاز ’طرح هدفمندی یارانهها‘ را صادر کرد. این طرح که به گفتهٔ دولت احمدینژاد به منظور ’برقراری عدالت‘ انجام میشود، از سوی بسیاری از کارشناسان اقتصادی مورد انتقاد قرار دارد. اینکه در جامعهٔ ایران فاصلهٔ طبقاتی بسیار زیاد است، اینکه اغنیاء از یارانههای دولتی بیشتر از فقرا استفاده میکنند، اینکه اگر وضعیت به همین منوال ادامه یابد، ایران باید چندی بعد به وارد کنندهٔ نفت و گاز بدل شود و بسیاری دیگر از پیشفرضهایی که پشتوانهٔ اجرای چنین طرحی قرار گرفته است، یک بحث است و اینکه این طرح چیست و چگونه اجرا میشود و چه پیامدهایی را در جامعه خواهد داشت یک بحث دیگر.
اشتباه است اگر فکر کنیم آمار مصرف بنزین در شرایط کنونی و پیشبینی ادامهٔ آن، ربطی به درست بودن چنین طرحی دارد؛ چرا که این آمار و پیشبینی میتواند در مورد هر طرحی که اعلام میکند بهبود وضعیت اقتصادی را درنظر دارد پشتوانه استدلالی قرار گیرد. اشتباه است اگر فکر کنیم که فاصلهٔ طبقاتی زیاد در جامعهٔ ما، دقیقاً نسخهاش توسط احمدینژاد پیچیده شده است و آن، همین طرح هدفمندی یارانههاست. از این نگاه وارد بحث شدن، در اصل یک انحراف است.
اینکه مشکلاتی بنیادین در اقتصاد ایران وجود دارد، ربطی به استدلال برای درست بودن چنین طرحی ندارد. دلایل متعددی وجود دارد که میتواند ثابت کند که چنین طرحی اولاً یک نیت سالم در پشتش نیست و ثانیاً نتایج مثبتی هم نمیتواند باشد. اینکه ’نیت سالم نداشتن‘ را از ’پیامدهای منفی‘ جدا درنظر گرفتهایم به این دلیل است که ممکن است عدهای گمان کنند که این طرح علیرغم سوءنیتی که حکومت دارد، پیامدهای مثبتی هم برای مردم دارد.
دلایلی برای اینکه یقین داشته باشیم که حسننیّتی پشت این قضیه نیست:
1. مهمتر از همه و بیش و پیش از هر موضوعی، توجه به این مسأله باید داشت که طرح هدفمندی یارانهها، در اصل ابتدائاً مطرح نبود، بلکه احمدینژاد ’طرح تحول اقتصادی‘ را مطرح کرد که دارای هفت قسمت بود که هدفمندی یارانهها یکی از آنها بود. قرار بر این بود که نظام مالیاتی، نظام توزیع کالا و خدمات، گمرک، نظام اداری کشور متحول شود و نظام بانکی کشور به سامان شده و بهرهوری و افزایش ارزش پول ملی برنامهریزی شود. پس از چندی همانطور که از ابتدا معلوم شد، این طرح فقط برای گران کردن برخی کالاها است که دولت با پرداخت بخشی از مبلغ آنها، از قیمت آزاد آنها تاحدی کاسته بود (یارانه). که به عنوان یک طرح مجزا به صورت قانون با عنوان ’قانون هدفمند کردن یارانهها‘ در مجلس تصویب و به تأیید شورای نگهبان رسید.
2. احمدینژاد که سال قبل از انتخابات ریاستجمهوری دهم، یعنی سال 87 مدام بر اجرای طرح تحول اقتصادی سخن بر زبان میراند، تأکید داشت که این طرح با تمامی اجزای آن به صورت کامل و یکجا اجرا خواهد شد. (آن را یک بستهٔ پیوسته دانست که همهٔ اجزای آن برای اینکه موثر واقع شود «باید» توأمان اجرا شود) اکنون مشخص شده است که قسمت مربوط به گران کردن بیش از سایر قسمتها مورد طمع وی بوده است، چرا که هنوز نظام مالیاتی، نظام اداری، نظام توزیع کالا و خدمات و گمرک و نظام بانکی تحولی را به خود ندیده است و در عوض بنزین به لیتری 700 تومان و گازوئیل به لیتری 150 تومان رسیده و برق، آب، گاز و نان نیز متناوباً بر قیمتشان افزوده میشود.
3. این طرح با همهٔ ادعاهایی که در مورد مطالعه، تحقیق و بررسی «جامع» و «دقیق» در مورد آن شده است، چیزی خام و ساده است. جمعآوری اطلاعات خانوار به اینجا انجامید که دستآخر به همه یکجور یارانه تعلق بگیرد! اگر جمعآوری اطلاعات اقتصادی خانوار برای تقسیمبندی یارانه اختصای دهکهای جامعه صورت گرفت، چرا ابتدائاً به سه خوشه تقلیل یافت و بعد هم اعلام شد که به همهٔ افراد یک مقدار پول میدهند.
4. هیچ جزئیاتی از این طرح در اختیار رسانهها، مردم و حتی نمایندگان مجلس قرار نگرفت. تا آنجا که معلوم شده است، نمایندگان مجلس در تمکین از رهبری جمهوری اسلامی، نسبت به مشخص ساختن جزئیات این طرح – که در ابتدا برای تصویب طرح تحول اقتصادی مورد تقاضایشان بود – به تصویب کلیات اکتفا کردند و اجرای دلخواه را با باز گذاشتن دست دولت به تصویب رساندند.
5. در حالیکه اعلام میشد که هیچیک از کالاها و خدمات گران نخواهد شد، از همان ابتدا به سراغ گران کردن اساسیترین کالاهای مصرفی مردم رفتند: برق، آب آشامیدنی، گاز و بنزین و البته نان. برخلاف اظهارنظرهای دولتیها که کرایههای اتوبوسها افزایش نخواهد یافت، این سخن، دقایقی پس از صدور آغاز هدفمندی یارانهها به اینصورت تغییر یافت، ’حداقل تا آخر امسال، افزایش قیمتی در کرایهها نخواهیم داشت‘ و در حالیکه احمدینژاد تأکید کرده بود که هیچ چیز گران نمیشود، رئیس ستاد حمل و نقل و سوخت گفت که ’به میزان کمی افزایش در کرایهها صورت خواهد گرفت‘ البته او چیزی از اینکه چه میزان را کم میداند نگفت و مدام با بالا و پایین بردن دستهایش و قربان صدقه رفتن مردم اعلام میکرد که ’ما در کنار شما هستیم‘، ’ما تا آخر با شما هستیم‘.
پیامدهای این طرح:
1. بدون هیچ تردیدی این طرح، به عدالت در جامعه کمک نمیکند. برخی فکر میکنند اینکه به کسانی که فقیرترین افراد جامعه هستند اگر نانی برسد، پوشاکی برسد و یا مدرسهای ساخته شود، عدالت در جامعه بوجود آمده؛ چرا؟ پاسخ آنها اینست که چون این مدرسه نبوده و حالا ایجاد شده است. در صورتیکه اگر از جایی که اصلاً حق برداشت وجود نداشته و یا به صورت عادلانه برداشت نشده، چنین کاری صورت گرفته باشد، هیچ عدالتی که ایجاد نشده که ظلم ایجاد شده است. اینکه یک فقیر هم در جامعه نباشد خوب است، اما عدالت در مورد او، با گرفتن مال غیر و دادن به او اجرا نشده است، بلکه ظلمی بر ناعدالتی موجود افزوده شده است. احمدینژاد از افراد متوسط میخواهد بگیرد و به افراد فقیر جامعه بدهد، بدون اینکه هیچ مبنای عادلانهای در این بین وجود داشته باشد.
2. بدون هیچ تردیدی، فاصلهٔ طبقاتی میان اغنیاء جامعه و فقیرترین افراد جامعه کم نخواهد شد. کاری که صورت میگیرد در بهترین حالت اجرای خود، افراد متوسط را فقیرتر و فقیرترینها را کمی برخوردار میسازد، اما در مورد قشر مرّفه جامعه باید بگوییم اتفاق عجیبی نخواهد افتاد.
3. پیامدهای اقتصادی زیانباری که این طرح برجای خواهد گذاشت، موجب لطماتی در سایر حوزههای اجتماعی و فرهنگی خواهد شد. شما در حال حاضر با جامعهای روبهرو هستید که بیش از 12 میلیون نفر آن در سن ازدواج هستند و نرخ بیکاری آن بسیار بالاست. افزایش هزینهٔ زندگی باعث خواهد شد که میل و رغبت هرچه کمتری برای تشکیل زندگی وجود داشته باشد و این خود به تنهایی دارای تبعات بسیار سنگینی از لحاظ اجتماعی و اخلاقی خواهد بود.
4. جامعهای که متوسط آن روز به روز احساس فقر بیشتری کنند نمیتواند رشد اقتصادی پویایی داشته باشد. میتوان تصور کرد که وضعیت اقتصادی نامناسب در تولید و کسب و کار ایجاد شده و این، منجر به بزهکاری و کجرویهای اجتماعی شود. زمانی که امید به داشتن زندگی مناسب کم شود، ناامیدی منجر به دست زدن به کارهایی پرخطر خواهد شد. بیجهت نیست که درست در همان زمان که احمدینژاد فرمان حذف یارانهها را صادر میکند و قیمتهای کالاهای اساسی را بسیار افزایش میدهد، محمد جواد لاریجانی، رئیس قوه قضائیه از وضعیت موجود در جامعه در زمینهٔ امنیت ابراز نگرانی میکند و بیان میدارد که وضعیت کنونی در زمینهٔ ناامنی غیر قابل ادامه است و فرمان میدهد که هرکس با سلاح سرد در جامعه اقدام به ارعاب کرد، اعدام شود. در حالیکه تا پیش از این، افراد زیادی به ارتکاب جرائمی با سلاح سرد بارها و بارها به زندان افتاده و آزاد میشدهاند، وی اعلام میکند که در قانون ما سلاح سرد حکم سلاح گرم را دارد ’و منبعد حکم آنها بدون مماشات اجرا میشود‘.
5. تبعات اجتماعی این طرح بسیار سنگینتر از تبعات اقتصادی آن خواهد بود. بدون تردید، مردم، کمتر و کمتر با یکدیگر مهربانی و گذشت خواهند داشت. تنشهای بسیاری شکفته میشود. شما در نظر بگیرید که در زندگی شهری-آپارتمانی که هزینههای گاز و برق عمومی و آب مشترک است، این طرح، چه دعوا و جنجالی را بوجود میآورد. شما نمیتوانید تصور کنید که زمانیکه افراد به یکدیگر به مانند غارتکنندهٔ پولشان نگاه میکنند چه وضعیت عذابآوری خواهد بود. همسایههایی که اکنون هم با هم مشکل دارند، چه مشکلات مضاعفی خواهند داشت. میگویند ”کنتورهای مجزا بگذارند“، آیا فکر میکنید این راهحلی بدون مشکل خواهد بود؟
6. هیچ صرفهجویی در بخشهای اساسی اتفاق نمیافتد. اگر دولت، بدون هیچ مبنایی کمتر مصرف کردن مردم را به حساب صرفهجویی میگذارد، تنها دروغی است برای راضی کردن یک عده که خود را مبتکر چنین طرح بیخودیای میدانند. آن کسی که پول باد آورده دارد هم استخرش را میرود، هم با ماشینهایی که دارد، خیابانهای تهران را بالا و پایین میرود و هم از پولی معادل فقیرترین افراد برخوردار میشود. این وسط چه اتفاقی میافتد که مصرف کم میشود (هرچند در کوتاهمدت) اتفاقی که میافتد؛ اینست که یک بندهٔ خدایی که سالی یک بار دست زن و بچهاش را میگرفت یک سفری میخواست برود دیگر آن را نمیرود. صاحبان میلیونها پراید و پیکان که با آن کارهای روزمرهشان را انجام میدادند، حالا باید ماشینشان را بگذارند در پارکینگ و زحمت تردد با وسایل حمل و نقل عمومی را به جان بخرند. این اسمش صرفهجویی نیست، بلکه مشقت دادن هرچه بیشتر به زندگی مردمی است که اصلاً راحت نیستند. در مورد نان نیز، آیا دستگاههای پخت نان عوض شده است که کیفیت نان بهتر شود؟ آیا نانواها میخواهند مقید شوند که نان بهتری به مردم بدهند؟ هیچ چیزی در مورد نان، جز قیمت آن تغییر نکرده است، آن وقت یارو میآید میگوید که مردم ما بهترین نان را بخورند. در مورد برق، گاز و آب، در حال حاضر نیز قیمت بسیار زیادی مردم برای آنها میپردازند. چطور مجری تلویزیون (اقبال واحدی) در مورد تعویض پنجرههای فلزی خانههای مردم – به منظور صرفهجوئی در مصرف انرژی – به آنها توصیه میکند، در صورتیکه مردم لباس مناسب برای پوشیدن را نیز به زور تهیه میکنند و اگر اجناس چینی نبود معلوم نبود که چه باید میکردند.
در مورد این طرح، حرفِ بسیار وجود دارد و هر روز که از آن میگذرد بر اشتباه بودن طراحی اصلی آن بیشتر واقف خواهیم شد.
احمدینژاد میگوید که افرادی که میگویند که این کار بد است، بگویند چه کار باید کرد. بسیار خب! اولین اقدام اینست که ”دروغ را کنار بگذارید“. چطور از اعتماد به مردم سخن میگویید در صورتیکه خودتان به آنها به عنوان افرادی «نادرست» نگاه میکنید. ساعت 12 شب اعلام میکنند که قیمت بنزین این میشود. این چه صداقتی است که چند ماه پولی که به حساب مردم ریخته شده است را بلوکه کنند و بعد به آنها اجازهٔ برداشت دهند. احمدینژاد هر کاری میتوانست میکرد، اما لااقل دروغ و ناصداقتی بخرج نمیداد؛ این کمتر نامردمی داشت. این دور از صداقت است که طرحی را به عنوان کمک کننده به برقراری عدالت مطرح کند و درست عکس آن کار کند. شما ببینید دولت وی به اصناف که در گرفتن مالیات قانونی از آنها – که غیر واقعی و بسیار کمتر از آن چیزی است که باید باشد، به طور مثال به گفتهٔ خود دولتیها یک زرگر، یکصد هزار تومان مالیات سالیانه میدهد – مشکل دارد، وام میدهد تا با او – در این طرح – همراهی کنند و طبقهٔ متوسط که صدایش به هیچ جا نمیرسد (چون اصولاً اهل اعتراض نیست) را بچاپد.
1 نظرات:
هدف اصلي اين آقا ، تبديل كردن ايران به يك كره شمالي است .البته در اين راه از تجربيات حزب بعث در عراق و تجربه سركوب كمونيستها هم استفاده ميكنند.
آنها اين طرح را اجرا ميكنند و يك شوك به مردم ميدهند .مردم ابتدا يك شورش كور ميكنند و رژيم سركوب شديد ميكند.
مردم سرخورده ميشوند و برميگردند و از آن به بعد به جاي در افتادن با رژيم به جان هم مي افتند.
در حاليكه توده مردم فقير ميشوند يك اقليت 3 تا 5 ميليون نفره مزدور را تربيت ميكنند و به آنها رانت ميدهند تا مردم را سركوب كنند.
در اين حالت خطر حمله خارجيها ميماند كه آن را هم با امتياز دادن ها و تهديدهايي كه ميكنند دفع ميكنند
ارسال يک نظر