نـيروی انـتظامی: اقــدامات مـا پيـشگيرانه اسـت


نـيروی انـتظامی: اقــدامات مـا پيـشگيرانه اسـت

اگر می‌خواهيد از سوی متجاوزان به عنف در امان بمانيد، اگر دوست داريد حيثيت‌تان حفظ شود، بايستی حجاب کد دار جمهوری اسلامی را داشته باشيد، و الا خودتان اجازه داده‌ايد به شما توهين شود، متلک گفته شود و ... . قسمت اول سخن که گفته است، برای در امان ماندن بايستی حجاب را رعايت کرد، از طرف مسوولان برقرار کننده‌ی امنيت مردم، يعنی نيروی انتظامی و قسمت دوم، از سوی يک فردی که در صدا و سيما بعنوان کارشناس اجتماعی در مورد "پوشش در جامعه" حرف می‌زد مطرح شده است. اين استدلال که می‌گويند، به جهت اينکه رعايت حجاب مانع از بسياری از مسائل می‌شود، بنابراين در طرح (ارتقای امنيت اجتماعی) با کسانی‌که پوشش مناسبی ندارند برخورد می‌شود، نادرست است.

بسياری از آزادی‌ها، اشياء و موقعيت‌ها خطرناک و هراس‌آفرين هستند. به ابتدای تولد انسان نظر کنيد، نوزادی می‌خواهد به دنيا بيايد، اين خطر وجود دارد که در همان عمل جراحی اتفاقاتی بيفتد، قبل از اين در دوران بارداری نيز خيلی خطرات امنيت و سلامتی جنين را تهديد می‌کند، اما آيا کسی برای اينکه چنين خطرات و تهديداتی وجود دارد، قيد بچه‌دار شدن و به دنيا آوردن آن را می‌زند، آيا اين عاقلانه است؟ بنابراين آنچه که به عنوان يک ضرورت وجود دارد، خود به عنوان يک تهديد مطرح نمی‌شود، بلکه با رعايت حدودی سعی می‌شود از آسيب رسيدن به آن اصل و موقعيت خودداری شود. داشتن آزادی در پوشيدن لباس، مطابق رای و سليقه‌ی فرد آزاد است و هيچ چيزی نمی‌تواند اين را محدود کند، چون اين اصلی است که برای ماندن آن بايد زمينه‌های ديگر را اصلاح کرد.

به اين فکر کنيد که تا چه اندازه اين گفته درست است که به سبب اينکه دزدی نکنيد، چيزی نخريد. به جهت اينکه وسايل‌تان در معرض صدمه ديدن قرار نگيرد، اصلا از آنها استفاده نکنيد. آيا گفته‌ی کسانی‌که به جوانان – خصوصا دختران – می‌گويند که شما بايد برای حفظ آبرو و حيثيت و جلوگيری از اينکه عده‌ای به شما تعرض کنند، بايستی يک لباس‌های مشخص و کد دار را بر تن کنيد، مشابه اين نيست که استدلال که مطرح می‌کند، وسيله‌ی گران‌قيمت را نخر، چون دزد می‌برد، اين وسيله‌ی حساس را استفاده نکن، چون خراب می‌شود.

شايد گفته شود که جامعه اين را می‌خواهد، دموکراسی حاکم است و اين جامعه است که اين را مطالبه می‌کند. عده‌ای اقداماتی که نيروی انتظامی به نام ارتقای امنيت اجتماعی انجام می‌دهد را از اين‌جهت که اين نوع پوشش – به گفته‌ی آنها موجب آسيب رساندن به امنيت‌شان می‌شود – توجيه می‌کنند. آنها مطرح می‌کنند که بسياری از افراد با ديدن آنچه در خيابان‌ها و کوچه و بازار وجود دارد، از اينکه بچه‌های‌شان در بيرون از خانه با اين اوضاع از راه به در شوند هراس دارند. اين نيز استدلال نادرستی است. چه کسی بايستی فرزندان را به گونه‌ای درست تربيت کند، طوری که با ديدن چند خانم بد حجاب فاسد و منحرف نشود، شايد مردمی بخواهند که جامعه‌ای همه چادری و همه نمازخوان داشته باشند، تا بچه‌های‌شان تحت‌تاثير فضا، بدون هيچ سعی و کوشش و تربيت و آدابی مسلمان! شوند. اينکه به بهانه‌ی بی‌مسووليتی عده‌ای نسبت به تربيت درست فرزندان‌شان و هراس آنها از وضعيت جامعه، ديگرانی که با فرم ظاهری نمی‌خوانند را يا مثل خود کنند و يا از شهر برانند، يعنی تهديد امنيت روانی عده‌ای ديگر که مُحق هستند.

همچنانکه می‌دانيد در اروپا قوانينی در مورد حجاب زنان در دانشگاه‌ها و محيط کار وجود دارد(دانش‌آموزان و دانشجويان نيز مشغول به تحصيل شناخته شده‌اند، اگرچه آنها می‌توانند مدارس مخصوص خود را داشته باشند)، اما بايستی بدانيد که در هيچ کشوری، لااقل من نشنيده‌ام که زنی محجبه را از ناحيه‌ی پليس مورد توبيخ و نکوهش قرار گيرد. مساله‌ی اصلی که مطرح است؛ اين نيست که در دانشگاه‌ها، ادارت و وزارت‌خانه‌ها افرادی که متصدی کار هستند حجاب داشته باشند، چنانچه در اروپا در مورد اين عده قانون وضع کرده‌اند که بايستی حجاب نداشته باشند، مساله اينست که در ايران می‌گويند اگر خانمی در خيابان، بی‌حجاب که هيچ، اگر حجاب نصف و نيمه هم داشته باشد، غير قابل پذيرش است و بايد مورد توبيخ قرار گيرد.

با آنچه در مورد برخورد نيروی انتظامی و تلقی از برهم زنندگان امنيت اجتماعی می‌بينيم، مطمئن هستيم که مراد از اين طرح آنچنان که رئيس نيروی انتظامی گفته، برخورد با باندهای فساد فحشا نيست. آنچه که در صدا و سيما نيز پخش شده، سندی بر اين مدعاست. حتی موهای پسرها نيز نبايستی به فرم غربی اصلاح شده باشد، نوع پوشش آنها، لباس آستين‌کوتاه خاص نبايد باشد. دخالت نيروی انتظامی، آنهم نيروی انتظامی‌ای که در هيچ حوزه‌ای؛ نه در مبارزه با مواد مخدر، نه ايجاد امنيت برای افراد در جامعه، نه کشف مسروقات و يافتن مجرمان و قاتلان و ... . خدمتی مناسب ارائه نداده، آيا غلط زيادی نيست؟

می‌گويند اقتدار يک کشور را بايد از نيروی انتظامی و برقراری امنيت در آن کشور ديد. در بسياری از کشورهای توسعه‌يافته می‌بينيم که پليس حضوری پررنگ دارد، اما نه به عنوان يک فرد با اونيفرم و باتون که با اسلحه مردم را توبيخ می‌کند، بلکه به واقع در ميان مردم است. اينکه نيروی انتظامی و بسيج با چنين تدارک نيرويی برای مقابله با به اصطلاح بدحجابی خود را مجهز کرده‌اند، تا امنيت اجتماعی ارتقا يابد، خود دليلی بر ضعف اين نيرو است. آيا هنر بزرگی برای نيروی انتظامی محسوب می‌شود که به جای اينکه با کسانی‌که جرم می‌کنند و امنيت مردم را تهديد می‌کنند مقابله کند، به نام ارتقای امنيت اجتماعی، به زور؛ سليقه‌ها، آزادی‌ها و ارزش‌های انسانی را از بين ببرد.

اينکه به زور کسی را به کاری وادار کنند که ارشاد نام ندارد. از کمونيست‌ها به اين دليل بد می‌گويند که غير از انکار خدا، عدالت را نيز با مساوات اشتباه گرفته‌اند. در ايران ما شاهد يک اجبار به مردم در کوچک‌ترين مسائل زندگی‌شان هستيم. بهتر است بيشتر از اين به روان و امنيت روحی جامعه صدمه زنند، با به اصطلاح طرح ارتقای امنيت اجتماعی‌شان، چون جامعه‌ای که آرامش روانی درست و سالمی نداشته باشد، غير قابل کنترل‌تر و پريشان‌حال‌تر خواهد شد.

برچسبها:

نوشته شده پويا ارجمند @ 2:56 PM,

0 Comments:

ارسال يک نظر

<< Home