حـرمت‌شـکنی نـظام اسـلامی

حـرمت‌شـکنی نـظام اسـلامی


[Police_IranianWoman.jpg]

به بهانه‌ی ايجاد امنيت اجتماعی، حقوق اجتماعی انسانها لگدمال می‌شود و فضای ترس و ناامنی را گسترش می‌دهند. زمانی‌که قتل‌های خانوادگی، مصرف انواع مواد مخدر، زورگيری، قتل و جرائم ديگر در جامعه‌ی ايران وجود دارد، نيروی انتظامی اولويت کاری خود را در اين مقطع، برخورد با بدحجابی گذاشته است، هرچند که می‌گويند اين بخشی از طرح (امنيت اجتماعی) است.

اصولا مخالف موازين اسلامی و قانونی است که کسی را مجبور به رعايت حجاب اسلامی کرد، چنين چيزی نه در آيات قرآن آمده است و نه به سبب اينکه مخالف عقل است، جايی برای تصويب، حتی در قوانين موضوعه‌ی جمهوری اسلامی داشته است. علی‌رغم اينکه گفته می‌شود که برخورد با بدحجابی، تنها به قشر بسيار اندکی بسنده می‌شود، ما شاهد شکل‌گيری يگان‌هايی از نيروی انتظامی به اين منظور هستيم که در دو دهه‌ی اخير بی‌سابقه بوده است.

ای کاش مراجع تقليد حرمت خود را بيش از اين نزد اهل ايمان و تقوا – نه متعصبان و خشک‌مقدس‌ها – لکه‌دار نمی‌کردند و از باب حمايت از نيروی انتظامی در نمی‌آمدند. وقتی مکارم شيرازی اقدامات اخير نيروی انتظامی را تاييد می‌کند، به اين معنی است که او چنين حقی را برای آنها مشروع و قانونی می‌داند، بگذريم که حتی امامان نيز حق ندارند آزادی انسانها را با حکم کردن به چيزی بگيرند. شما به قرآن نظر کنيد، حتی پيامبران الهی نيز از خداوند چنين حقی را دريافت نکرده‌اند که انسانها را به اجبار به راه آورند.

می‌گويند مردم ما شريف و متمدن هستند، اگر چنين باوری دارند، چرا به آنها احترام نمی‌گذارند، چرا حداقل به اندازه‌ی اسرائيلی‌ها که از مسافران هواپيمای ربوده شده‌ی ايرانی پذيرايی کردند که هيچ، به اندازه‌ی برخی از سران فساد اقتصادی و اداری و يا ضرب‌و شتم کنندگان دانشجويان (سعيد عسگر) محترمشان نمی‌دانند. اين وضعيت منجر به شکل‌گيری دشمنی‌های بيشتر ميان نيروی انتظامی و مردم می‌گردد و مطمئنا نه قشر فرهيخته و نه قشر مومن از چنين حرکت‌هايی حمايت نمی‌کند.

آيا آنطور که می‌گويند وضعيت حجاب بد بوده است؟ من چنين باوری ندارم، اگر هم آنها مواردی از کشف حجاب را ديده‌اند در کجا بوده، آيا در وليعصر، پارک دانشجو، خيابان انقلاب و ديگر مناطق متوسط بوده، يا در بالای شهر بوده؟ آنها اکنون در چه منطقه‌ای به جمع‌آوری بدحجاب‌ها می‌پردازند؟ آنها چه کسانی را بازداشت کردند و از ميان آنها، چه کسانی را آزاد کردند؟

من متاسفم که بگويم نيروی انتظامی جمهوری اسلامی نمی‌تواند به اقدامات خود افتخار کند، آنها وظايف اصلی خود را رها کرده‌اند و يا در آن سستی می‌کنند، در عوض به مسائلی می‌پردازند که اصلا وظيفه‌ی آنها نيست. در اين مملکت به قول آن مجری سيمای جمهوری اسلامی که برخی مشکلات مردم را با خنده و مضحکه از مسوولانی که موظف به برطرف کردن آنها هستند مطرح می‌کند، بيش از بيست سازمان و وزرات‌خانه‌ی متولی اين امور (ارشاد و ايجاد فرهنگ) داريم، آيا آنها بايد در اين باب وارد شوند، يا نيروی انتظامی که بيشتر سر و کارش بايد با بدترين نوع از شکل قانون‌شکنی در جامعه باشد.

باتوم و ضرب و شتم مستحق زنان و دخترانی است که روسری‌شان اينقدر بر سرشان نبوده که فلان مجری تلويزيونی که حقوق صدها هزارتومنی برای چنين اجرايی گرفته و يا سليقه‌اش اينطور است که با اين سر و وضع ظاهر شود؟ آيا سوار کردن بر مينی‌بوسی و بردن به کلانتری برای زنان و دخترانی که گناه‌شان اينست که مانتوی تنگ و چسبان و يا شلوار پا کوتاه پوشيده‌اند، جزو وظايف نيروی انتظامی است، آن وقتدر همين حال کسی که فرزندش به دليل عشق و حال يک فرد لاابالی در مقابل دانشگاه تصادف کرده و خانه‌نشين شده و از زندگی افتاده، بايد در به دنبال اين باشد که آن مقدار ديه‌ای که دادگاه حکم کرده پس از چهار سال بتواند از آن فرد بگيرد يا نه؟

آيا مگر همين نيروی انتظامی "ضابط" قوه‌ی قضائيه نيست؟ نکته‌ی جالب اينست که خود قوه‌ی قضائيه نيز از اين برخوردها انتقاد کرده. آيا وقتی رئيس قوه‌ی قضائيه اقدامات پيشگيرانه را مطرح می‌کند، معنی‌اش "غير قانونی" بودن اقدامات اين نيرو نيست؟ نيروی انتظامی تنها در جرائم مشهود می‌تواند مستقل از قوه‌ی قضائيه عمل کند و آن را نيز تنها مطابق قانون. نيروی انتظامی با کدام مجوز قانونی از قوه‌ی قضائيه و طبق کدام بند از قوانين مربوطه، به خود حق چنين برخوردهايی می‌دهد؟ می‌گويند نيروی انتظامی به ارشاد بدحجابان می‌پردازد. آيا ارشاد معنی‌اش بازداشت، به زور سوار کردن بر مينی‌بوس، ضرب و شتم و پرونده ساختن است؟ چه تصويری از اسلام می‌خواهند ارائه کنند، زمانی‌که واقعيت موجود بدترين تصويرها را در منظر عمومی به نمايش می‌گذارد؟

ما سوال می‌کنيم، نيروی انتظامی که برای تعقيب مجرمان از کمبود نيرو می‌نالد، و زمانی‌که کسی تقاضای حضور نيروی انتظامی را برای مقابله با اراذل و ناامن‌کنندگان دارد، بايستی کار از کار بگذرد و بعد اين نيرو حاضر باشد و يا نباشد، چگونه تجهيزات، نيرو را برای چنين کار نادرستی فراهم می‌آورد؟

برخی می‌گويند زمان احمدی‌نژاد بدتر شده، زمان خاتمی نيروی انتظامی زياد کاری نداشت! اين حرف، عجيب است. لااقل سخنان طلائی، فرمانده سابق نيروی انتظامی تهران بزرگ را به ياد بياوريد که چگونه فرمان به سخت‌گيری شديد داد و چگونه برخورد کرد. وی سعی می‌کرد با حضور در محافل و مجالس و لبخند زدن، وجهه‌ی نيروی انتظامی را مقبول کند که البته از آنجا که نيروی انتظامی پيوسته به نشان دادن چهره‌ی حقيقی خود می‌پردازد، لبخند زدن نيز چيزی بر اين نيرو نمی‌افزايد.

می‌گفتند که زمان رضاشاه، آن نيروهای شهربانی که طبق دستور رضاشاه بايد حجاب از سر زنها بر می‌داشتند، نان‌شان از لحاظ شرعی حرام بود. در آن زمان بسياری از اين نيروها به دليل طفره رفتن از اجرای اين دستور، از کار بيکار شدند و يا خود استعفا دادند، برخی نيز کج‌دار و مريز می‌کردند و سعی می‌کردند که زيرچشمی رد کنند. به اعتقاد مذهبی‌های آن زمان و به قضاوت بسياری، درآمدی که آنها کسب می‌کردند، از لحاظ شرعی "حـرام" بود، آيا تشابه زيادی ميان آنچه که امروز نيروی انتظامی به دليل چراغ سبزی که از رهبری نظام دريافت کرده انجام می‌دهد، با آنچه که شهربانی زمان رضاشاه انجام می‌داد وجود ندارد.

به اعتقاد من آنچه که امروز نيروی انتظامی انجام می‌دهد به مراتب بدتر است، چرا که رضاشاه کار زيادی برای مقابله با زنان در مقايسه با آنچه روحانيون آن زمان انجام دادند، صورت نداد. حتما مطلع هستيد که بنيانگذار نظام جمهوری اسلامی، به دليل اينکه برای حمايت از انقلاب به اصطلاح اسلامی حمايت زنان را می‌خواست، وقتی حکم بيرون آمدن زنان را حتی بدون اذن شوهر داد، بسياری از همان آخوندهايی که دوران زيادی مخالف حضور زن در جامعه بودند، اين حکم را نادرست دانستند، جالب اينجاست که خود خمينی نيز از مخالفان رای دادن زنان در زمان مصدق بود.

بحث اشتباهی است اگر بر سر حجاب بحث کنيم، چرا که چنين بحثی ساليان سال است تمام شده است، بلکه چيزی که بايد مورد بحث قرار گيرد، تضييع حقوق انسانی در نظام به اصطلاح اسلامی است. امروز در تريبون نمازجمعه، خطيبی از طرح نيروی انتظامی حمايت می‌کرد و از مطالبه‌ی قرآنی و ملی بودن آن سخن می‌گفت، و بدين‌ترتيب می‌خواست اعلام کند و اعلام نيز کرد که از نيروی انتظامی می‌خواهيم که با قاطعيت اين کار را تا آخر ادامه دهد.

کاری که نيروی انتظامی انجام می‌دهد، ناحق است. کسی نمی‌تواند به حکم قرآن، کسی را مجبور به رعايت حجاب اسلامی کند، اگرچه رعايت مواردی لازم است، اما آنچه ما می‌بينيم، چيزی است که در آن اصلا نمی‌شود چنين موردی را ديد. برای دل‌خوشی بسيجيان، انجام چنين اقداماتی در دستور کار قرار گرفته است و احمدی‌نژاد و ديگران نيز که تاکنون می‌خواستند عدالت خواسته‌ی خود را اجرا کنند، ظاهرا از انجام آن عاجز شده‌اند و پاچه گرفتن را در دستور کار قرار داده‌اند.

برچسبها:

نوشته شده پويا ارجمند @ 4:50 PM,

3 Comments:

At 3:29 PM, Blogger masoud said...

دوست من بسیار عالی و خواندنی بود.فقط در پاراگراف هفتم , خط دوم , جمله "فلان مجری تلويزيونی که حقوق صدها هزارتومنی برای چنين اجرايی گرفته" اضافی است و معنایی ندارد.ممنون

 
At 11:59 PM, Anonymous پويا ارجمند said...

سلام

مسعود ممنونم. يک نکته برای توضيح عرض کنم که به نظرم آن مطلبی که شما فرموديد را توضيح دهد. ظاهرا گفتن آن بدون اين توضيحی که من می‌گويم، قدری بی‌ربط آن را نمايان کرده است. منظورم از گفتن اينکه حجاب آن مجری تلويزيونی که صدها هزار تومان می‌گيرد، اينست که اين حجاب برای اين زن مجری مسئله‌ی اصلی هم احتمالا نيست، اما چون ضوابط اين طور حکم کرده يا سليقه‌اش اينطور بوده اين کار را انجام داده. اما مطلبی که من می‌خواهم از اين جملات نتيجه بگيريم اينست که آن دختری که در خيابان با بدحجابی ظاهر می‌شود، نه تنها حاضر است که حجاب آن زن مجری را با آن حقوق داشته باشد، بلکه حاضر است برخلاف برخی از اين زنانی که در سريال‌ها و تلويزيون محجب ظاهر می‌شوند و در بيرون برعکس، در همه جا به همان صورت باشند. برای توضيح در مورد حقوق صدا و سيمايی‌ها ارجاع می‌دهم به حقوق يک بازيگر خردسال تلويزيونی که برای شرکت در يک مجموعه که هر هفته يک بار پخش می‌شد، ماهيانه 400.000 تومان دريافت می‌کرد.

شما انتظار داريد وقتی دختران ايرانی کاری ندارند، تفريحی ندارند، پدر و مادری که آنها را درک کنند آنها را سرپرستی نمی‌کند، چه قسمت خوشايندی را جلوه‌گری کنند که حالا نيروی انتظامی با قلدری و چماق‌بدستی آنها را سرکوب می‌کند.

 
At 12:39 AM, Blogger masoud said...

دوست من
متوجه منظور شما شدم و قبلا هم شده بودم.مشکل من با جمله بندی این جمله است که به نظرم آن را نامفهوم نموده است.بعد من تصور کردم که با حذف آن جمله از وسط آن جمله , اصلاح میشود.
خواهش میکنم دوباره جمله را با دقت بخوانید.شاید جایی ویرگول یا کلمه ربطی نیاز دارد تا مفهوم اصلاح شود.

"باتوم و ضرب و شتم مستحق زنان و دخترانی است که روسری‌شان اينقدر بر سرشان نبوده که فلان مجری تلويزيونی که حقوق صدها هزارتومنی برای چنين اجرايی گرفته و يا سليقه‌اش اينطور است که با اين سر و وضع ظاهر شود؟"

 

ارسال يک نظر

<< Home